بی قراری...........


روزی به تمام این بی قراری ها می خندی

و ساده از کنارشان می گذری"
این قشنگترین دروغی ست
که دیگران
برای آرام کردنت به تو می گویند...!


دلگیر...

از “نبودنت” دلگیر نیستم…


از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم


ارامش....


دلـــــــــــم آرامــــــــــــشِ وارونــــــــــه میــــــــــخواهد

یعنـــــــــــــی:

“ش م ا ر ا



دلتنگ....



کفش اگر تنگ باشد زخم میکند وای به وقتیکه دل تنگ


 باشد.....


درد دوری....

 


لحظات دوریت را با ساعت شنی می شمارم اکنون یک


 صحرا گذشته است...

خواب....



 چند شبیست که بی اجازه به خوابم می آیی خوابم را   


رنگی می کنی ولی روزم را سیاه...



دردودل....



 پرسید چرا آسمان ابریست..........؟گفتم تو نبودی با او  


درد و دل کردم ..



فراموشی....

من وخدا هر روز فراموش می کنیم "او گناهان مرا و من


لطف او را............


شایعه...


شایعه توسط آدمای حسود ساخته توسط آدمای بیکار


 پخش و توسط  آدمایساده لوح باور می شود..........

غرور...



هیچ وقت مغرور نشو!برگها وقتی میریزند که فکر میکنند


 طلا شدند.....

دیوانگی...


من یک دخترم ... مرا پریشانی موهایت نه...مرا ته ریش 


خسته ات دیوانه میکند..........





خدایا..

..


خدایا حواست هست ... صدای هق هق گریه هایم از

 

 همان گلویی می آید  که تو از رگش به من نزدیکتری..



دیدار...


در دوری لذتیست که در با هم بودن نیست!چون در با 


هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق


 دیدار..............

همدرد...


اشتباه من املایی بود من فقط او را همدرد نوشتم گویا  


او هم "درد بود............

عشق...


عشق زیباترین لذتیست که به وقت ارتکاب آن .......خدا  


برای بشرایستاده دست می زند.......




کسی چه میداند...



کسی چه میداند که امروز چندبار فرو ریختم از دیدن 


کسیکه تنها لباسش شبیه لباس تو بود

ادمها...



ادمها تورا نمیفهمند ترجمه ات می کنند"آن هم به زبان 


خودشان







قربونی...



alone girl


همیشه اشکتو عشقتو احساستو قلبتو قربونی کسی 


کن که تو تنهائیات یک دقیقه از عمرشو قربونیت کنه نه 


تو اوج خوشی  آویزون دل بی غمت باشه""









ای کاش............








هر نفس...

درد است که می کشم

ای کاش

یا بودی

یا اصلا نبودی

این که هستی و کنارم نیستی

دیوانه ام می کند... 


چشم انتظار..........



نقـش یـــک درخــت خشک را


در زنـدگی بازی میکـنم !

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم

یا هیزم شکن پـیــر!

خواستار....

خدا...

















تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/


 میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

تنهایی...



دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...

یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!

روزگار...






زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب  

 
می خورم و همه گمان می کنند که می رقصم . . .









كجا باید رفت؟....


كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاكم

عشق......


 


عشق یعنی تا نفس داری بگو غمزه می 


خواهم نه نان و آبرو

همدردی...


این روزها

 اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است :


" آخـــــــی 

زن..........

 


زن شیطان نیست

زن جلوه زیبایی بی حد خداوند است

میل انسان به بقا

میل انسان به زندگی

میل انسان به زیبا پرستی

میل انسان به انسان

زن شیطان نیست گوشه ای از هنر آفرینش است

زن عـــشق است

یک سرمایه ابدی در جهان

خلاصه تمام مهربانی های دنیا

چشمهایت را که پاک کنی از تمام هوسها

ناز یک زن را جوهر زنانگی او میبینی نه نیاز مردانگی خود

 

 

 

 

 

 

روزگاری که جنون رونق بازارم بود


عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من

شب هجران نکند قصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود

تو نبودی که بیایی به خریداری من

برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان

باغبان نیز نیامد پی دلداری من....